کاربر مهمان خوش آمديد. [ ورود ]      WebMail  RSS
  سه شنبه ، 3 مرداد ماه 1396

  چگونه بفهميم اقتصاد رو به بهبودي است؟   بزرگنمايي متن   کوچکنمايي متن
 

 

 

چگونه بفهميم اقتصاد رو به بهبودي است؟

اوضاع اقتصادی در آمریکا بدجوری خراب است. نرخ رشد تولید ناخالص داخلی برای سه ماه آخر سال 2008 به میزان 8/3درصد سقوط کرد و کارشناسان معتقدند در فصل جاری، وضع حتی بدتر خواهد بود.
اما قرار نیست رکود اقتصادی برای همیشه طول بکشد و بسیار زودتر از آنی که آمارهای رسمی، خارج شدن اقتصاد را از رکود خبر دهند، ما از رکود خارج شده‌ایم.


این دقیقا شیوه‌ای است که اتفاق می‌افتد، چون اکثر داده‌های اقتصادی، مثل آمار فصلی تولید ناخالص داخلی، نمایه‌های تاخیری (lagging indicators) هستند. اما آنچه برای پیش‌بینی آینده اقتصاد نیاز داریم نمایه‌های تقدمی و جلو رونده (leading indicators) هستند که علامت می‌دهند چه وقت چرخ‌های اقتصادی سرعت می‌گیرند. تاکنون شواهد اندکی وجود داشته است که حکایت از رسیدن به عمق بحران داشته باشد، اما در شرایطی که این رکود اقتصادی وارد دومین سال خود می‌شود، خیلی هم زود نیست که به نشانه‌های پدیدار شدن رونق و بهبودی اقتصادی نگاه کنیم. نخستین نشانه‌ها حالتی ذهنی و بی‌پایه و اساس دارند. مثلا اینکه مجبورید خودروی‌تان را اندکی دورتر از در ورودی فروشگاه پارک کنید یا مدت زمان طولانی‌تری طول می‌کشد تا پیمانکار طرف قراردادتان به تماس‌های شما پاسخ دهد. هفته‌نامه تایم شواهد واقعی خبردهنده رونق را در 10 نمایه زیر خلاصه کرده است که کمک می‌کند بفهمیم چه وقت اوضاع در حال بهتر شدن است.


1 - فروش املاک و مستغلات
این همان جایی است که مشکلات شروع شد و نیز باید جایی باشد که مشکلات پایان خواهد یافت. هرگونه جان گرفتن و رونق یافتن بازار مسکن، نشانه‌ای خواهد بود که اوضاع اقتصادی رو به بهبود و اصلاح است. برخی کارشناسان اقتصادی، نیمه دوم سال 2009 را زمان عمق بحران می‌دانند که پس از آن باید شاهد بالا آمدن اقتصاد باشیم. اما تا اینجای کار نشانه‌ای برای این میزان خوش‌بین بودن وجود ندارد. جفری هال اقتصاددان ارشد در شرکت مالی تامسون می‌گوید: «هنوز مازاد عظیمی خانه‌های به فروش نرفته‌ از قبل موجود و تازه‌ساز وجود دارد.» او به شاخص بازار مسکن که توسط انجمن ملی انبوه‌سازان مسکن تهیه می‌شود، استناد می‌کند که فروش‌های اخیر مسکن، فروش مورد انتظار و میزان مراجعه خریداران بالقوه مسکن را اندازه‌گیری می‌کند. این شاخص در رکورد تاریخی حداقلی خود قرار دارد: عدد 8 (در مقیاس از 1 تا 100) که عدد 50 تا 60 یک حد معمولی است. علاوه بر این هر سه جزو شاخص در ماه دسامبر گذشته به پایین‌ترین حد خود رسیدند. او معتقد است اگر این شاخص در سال جاری به عدد 20 برسد جایی برای امیدواری هست- حتی اگر بالارفتن شاخص کل به دلیل مراجعه خریداران بالقوه به بنگاه‌های املاک باشد. هال می‌گوید: «هر اندازه این شاخص سریع‌تر بالا برود نشانه این است که ما زودتر از رکود بیرون خواهیم آمد.»


2 - مشاغل
وضعیت اشتغال در حال حاضر، فاجعه‌آمیز است. از هنگام شروع بحران اقتصادی، 6/3میلیون شغل از بین رفته است. میانگین ساعات کار هفتگی در بخش خصوصی به رکورد بی‌سابقه 3/33 ساعت در ماه ژانویه کاهش یافت و چون شرکت‌ها معمولا قبل از تعدیل نیروی کار اقدام به کاهش ساعات کار می‌کنند می‌توان پیش‌بینی کرد تعداد اخراج‌های بیشتری در راه است. با دقت در آمار منتشره وزارت کار برای شاخص میانگین ساعات کار هفتگی، که اگر طی دوره دو یا سه ماهه به حد ثبات برسد و پس از آن ذره ذره بالا رود نشانه‌ای زودهنگام از بهبود یافتن شرایط اقتصادی خواهد بود. بعید است که این شاخص به این زودی‌ها به حدود 35 ساعت در هفته برسد. اما مهم تغییر جهت دادن این شاخص به سمت بالا است.


3 - (درباره مشاغل)
بهبود یافتن شرایط اشتغال اهمیت بسیار زیادی دارد، بنابراین دومین نمایه‌ مرتبط با شغل که اقتصاددانان زیرنظر دارند را نیز معرفی می‌کنیم: میزان اشتغال موقتی ماهانه. برنارد باموهل اقتصاددان ارشد در گروه چشم‌انداز اقتصادی می‌گوید:« شرکت‌ها همیشه می‌توانند از کارکنان خود بخواهند مدت زمان اندکی بیشتری کار کنند. اما وقتی آنها شروع به استخدام نیروی جدید می‌کنند معلوم است که دارد اتفاقی می‌افتد و استخدام موقت نوعا پیش از استخدام دایمی اتفاق می‌افتد.» در سال 2002، استخدام موقت تقریبا در همان ماهی از مقدار خالص منفی به خالص مثبت تبدیل شد که رکود به پایان خود رسیده بود. در لحظه کنونی، تغییرات ماهانه در اشتغال موقت به مدت 25 ماه منفی بوده است. هر زمان تغییرات این شاخص مثبت شود می‌توان مطمئن بود که زمان‌های بهتری در راه است. تغییرات این شاخص را نیز می‌توان در آمار منتشره وزارت کار ردیابی کرد.


4 - فروش خودرو
خودروسازان در سال 2008 شرایط سختی را پشت سر گذاشتند، چون فروش خودروهای سواری و کامیون پس از چندین سال فروش بالای 16میلیون به 2/13میلیون سقوط کرد. آمارهای به ثبت رسیده فروش خودرو در ماه‌های اکتبر، نوامبر و دسامبر بدترین نرخ‌های معادل سالانه را در 28 سال گذشته به ثبت رساند که به ترتیب 5/10میلیون،‌ 1/10میلیون و 3/10میلیون خودرو بود. خودرو یکی از بزرگ‌ترین اقلامی است که مصرف‌کنندگان می‌خرند هر زمان که احساس خوب و خوشبینانه‌ای به آنها بازمی‌گردد. هر زمان فروش خودروهای جدید به ثبات برسد – در هر سطحی که باشد- و سپس شروع به بالاتر رفتن نماید، نشانه‌ای روشن از خلق و خوی مصرف‌کنندگان خواهد بود که در مجموع دو سوم اقتصاد را تشکیل می‌دهند. جیمز اسمیت، اقتصاددان ارشد موسسه مدیریت مالی پارسک می‌گوید: «این فقط ترس و نگرانی است که مصرف‌کنندگان را عقب نگه داشته است. آنها پول دارند – ارزش خالص ثروتشان 5/56تریلیون دلار است- و محصولات در دسترس، بسیار جذاب و با قیمت‌های مناسب هستند.» فقط کافی است آنها احساس بهتری درباره اقتصاد و آینده مالی خویش پیدا کنند.


5 - آمار خرده‌فروشی
هر زمان این شاخص تغییر جهت دهد نشانه مثبتی خواهد بود، اما نکته مهمتر این است که هر گونه جابه‌جایی از فروشگاه‌های تخفیف‌دار مثل وال‌مارت یا دلار جنرال به سمت فروشگاه‌های با اقلام ویژه و گران قیمت مثل نوردسترام یا ساکس اتفاق بیفتد. ریچارد مودی اقتصاددان ارشد در بنگاه مالی میشن رزیدنشال در تگزاس می‌گوید: «این نشانه شروع احساس خوب پیداکردن مصرف‌کنندگان درباره اقتصاد به طور کلی و وضعیت مالی خودشان خواهد بود.» پس کافی است آمار خرده‌فروشی ماهانه را دنبال کنید و نیز گزارش‌های مالی ماهانه وال مارت را با نوردسترام مقایسه کنید و اینکه کدام یک بهتر یا بدتر از سطح مورد انتظار عمل کرده است. در یکی دو سال گذشته وال مارت وضع بهتری داشته است. پس به این جابه‌جایی‌ها در اقلام خرده فروشی در ماه‌های آینده توجه داشته باشید.


6 - تفاوت نرخ بهره
نشانه‌های نه چندان محکمی ظاهر شده است که یخ‌های اعتبار منجمدشده در حال آب شدن است. اما نرخ بهره برای دریافت وام همچنان خارج از خط باقی مانده است. به تفاوت بین نرخ بهره اوراق قرضه 10 ساله خزانه‌داری که در حال حاضر حدود 3درصد است، با نرخ اوراق قرضه 10 ساله شرکت‌ها که اکنون حدود 7درصد است، نگاه کنید. این تفاوت 4درصدی که از میزان 6درصد در هفته‌های گذشته کمتر شده است، هنوز هم دو برابر مقدار معمول است. از لحاظ تاریخی تفاوت زیاد نرخ‌های بهره بین اوراق بهادار نشان‌دهنده این است که وام‌گیرندگان- به غیر از خود دولت آمریکا- در به‌دست آوردن منابع مالی دچار مشکل هستند. هر زمان تفاوت نرخ اعتبار بین طیف کاهش یابد، نشانه این خواهد بود که پول مجددا به جریان افتاده، که یک تحول بسیار اساسی است. اما ریچارد دکاسر اقتصاددان ارشد شرکت سیتی کورپ می‌گوید: تا زمانی که این تفاوت به حد قابل ملاحظه کاهش یابد، دلیلی برای هیجان‌زدگی وجود ندارد. حتی تفاوت 4درصدی نرخ‌های بهره اوراق قرضه مذکور نشاندهنده وجود رکود است. وقتی تفاوت به سطح دودرصد برسد، امکان نفس راحت کشیدن هست. همچنین شاید راحت‌تر باشد که به نرخ بهره اوراق رهنی جامبو نگاه کرد که اکنون 5/1درصد بالاتر از نرخ بهره اوراق رهنی معمولی است و در محدوده نیم‌درصد قرار گرفتن آن می‌تواند نشانه پایان یافتن رکود باشد.


7 - نماگر مصرف ماکارونی
ماکارونی غذایی ارزان و در اصطلاح اقتصادی کالای پست محسوب می‌شود. فروش این کالا پس از سال‌ها رشد اندک در سال 2008 به اوج خود رسید، به طوری که حدود 22درصد رشد کرد که به گفته موسسه نیلسن بخش زیادی از این افزایش فروش ناشی از جهش قیمت مواد غذایی بود. اما این روند همچنین نشان‌دهنده این است که ماکارونی سهم بیشتری از میانگین سبد خرید غذایی را به خود اختصاص داده است. وقتی فروش ماکارونی رو به کاهش گذارد، خواهیم دانست که اوضاع اقتصادی رو به بهتر شدن است. یک روش ردیابی روند این متغیر، نگاه به عملکرد مالی شرکت‌های تولیدکننده ماکارونی است. به طور مثال قیمت سهام شرکت AIPC بزرگ‌ترین تولیدکننده ماکارونی در آمریکای شمالی از 5دلار به 26دلار در 12 ماه گذشته افزایش یافت، در حالی که هر چیز دیگر رو به تنزل گذاشت. درآمد این شرکت پس از کاهش اندکی که طی سه سال قبل‌تر داشت، با 43درصد رشد به 569میلیون دلار در سال 2008 رسید. هر زمان چرخه کسب‌وکار ماکارونی سرپایینی رود، می‌تواند نشانه‌ای از فرارسیدن زمان‌های بهتر برای بقیه کسب و کارها باشد.


8 - نماگر استفاده از مقوا
آلن گرین‌اسپن علاقه عجیبی به ردیابی قیمت چسب مقوا داشت. ایده چنین کاری روشن است: چسب مقوا از ترکیبات اصلی در ساخت مقوا است که به عنوان ابزار بسته‌بندی برای حمل‌ونقل تقریبا همه چیز استفاده می‌شود. وقتی قیمت چسب مقوا بالا می‌رود، به این معنا است که تقاضا برای بسته‌بندی افزایش یافته است و زمانی این اتفاق می‌افتد که مردم در حال خرید اجناس باشند و در مقابل نشانه یک اقتصاد سالم است. تقاضای یک نوع از این مقوا مدتی قبل بالا رفت: مجرمان مالی مثل برنی مدوف برای پوشاندن پنجره خودروی خود در مسیر رفتن به دادگاه از آن استفاده کردند. اما بازار مقوا در شرایط وحشتناک رو به افتی است. قیمت مواد خام مورد استفاده برای ساختن جعبه‌های مقوایی سقوط آزاد کرده و از 115دلار در ماه سپتامبر به 25دلار در هر تن رسیده است. وقتی قیمت مقوا بالا رود، یعنی اینکه مردم مجددا در حال خرید هستند. ردیابی وضعیت چسب کارتن کار آسانی نیست. پیشنهاد می‌شود به عنوان یک متغیر جانشین، به قیمت سهام شرکت‌های تولیدکننده اصلی مقوا نگاه کنید. سهام این شرکت‌ها قبل از شروع بحران کاهش یافت و قبل از شروع رونق اقتصادی می‌تواند بالا رود.


9 - چرب‌زبانی طلبکاران
تصور اینکه یک دلال جمع‌کننده اقساط، آدم مهربانی باشد سخت است؛ خصوصا وقتی که با دریافت نرخ بهره 18درصد یا بیشتر برای سال‌های متوالی، چاق و چله و فارغ‌البال شده است. اما در شرایط نگران‌کننده فعلی، شرکت‌های صادرکننده کارت‌های اعتباری، ناگهان نسبت به بدهکاران مستاصل بسیار مهربان شده‌اند. شرکت‌های بزرگ اعتباری، حق‌الزحمه خود را کاهش دادند، بدهی‌ها را قسط‌بندی مجدد کردند و حتی با مبالغ بسیار پایینی طلب‌هایشان را تسویه می‌کنند. آنها آدم خوبی نشده‌اند بلکه به خاطر موج ادامه‌دار نکول‌ها و ورشکستگی مشتریان خود جرات چنین کاری را پیدا کردند و می‌خواهند تا حداکثر ممکن همین حالا مطالبات‌شان را وصول کنند – قبل از اینکه سایر طلبکاران مشتریانشان سر برسند و مشتری را با جیب خالی تنها بگذارند. پس هر وقت دیدید شرکت‌های کارت اعتباری با مشتری چک و چانه نمی‌زنند، بدانید که اقتصاد به سمت رونق حرکت می‌کند.


10 - فروش بلیت سینما
هالیوود اغلب فیلم‌هایی تولید می‌کند که چند گام عقب‌تر از زمان هستند؛ به این معنا که با یک ساله شدن رکود تقریبا قطعی است که در سال 2009 شاهد فیلم‌هایی مثل این باشیم که یک تاجر زن به مناطق روستایی نقل مکان می‌کند و زندگی ساده در روستا را کشف خواهد کرد. اما اگر فیلمنامه‌نویسان هالیوود عقب‌تر از اوضاع اقتصادی هستند، سینماروها به صورت گروهی جلوتر از وضع اقتصاد حرکت می‌کنند. بنابراین تعداد بلیت‌های فروخته شده در سال گذشته 4درصد کاهش یافت، چون علاقه‌مندان به تماشای فیلم به این نتیجه رسیدند که با اوضاع مالی نامناسب بهتر است فیلم‌ها را در منزل تماشا کنند. پس به معکوس شدن این روند نگاه کنید. اگر فروش بلیت سینما به صورت پیوسته بالا رود (در ماه ژانویه موقتا اندکی بالا رفت) می‌توان نتیجه گرفت که تعدادی فیلم باارزش روی پرده‌ها است یا اینکه احیانا اوضاع اقتصادی بهتر شده است.


منبع : روزنامه دنیای اقتصاد


[ بازگشت ]